سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
48
مذكر احباب ( فارسى )
است پردر ، و مسايل فقهى كه در رسالهاى مبيّن به تركى نظم كرده ، نشانهاى است از تبحّر . و به تركى و فارسى اشعار نيكو دارد و اين مطلع مشهور كه چون درّ منثور از نظم آبدار اوست : « « 13 » » نظم خراباتى ورند و مَى پرستم * به عالم هرچه مىگويند ، هستم « « 14 » » و له تا به زلف سيَهش دل بستيم * از پريشانى عالم رستيم و اين غزل تركى را بغايت سليس و نيكو گفته : شعر سونى قيلاى طوبى نى قد خوش خرامينك ياريدا * نى قيلاى سنبلتى زلف مشكفامينك ياريدا عاشق نكى دولت وصلينك پيلا قل محترم * حسن اهلى ايچرا مونداق احترامينك ياريدا بابر اول كل كويندا بلبل كبى تا تبنيك مقام * بير نواى راست قبل مونداق مقامينك ياريدا و اين مطلعش نيز بغايت دلپذير و بىنظير « « 15 » » واقع شده : اولوم اويقوسيد بن بولدوم جهان فكر بدن اسوه * منى ايستا سانكيراى دوستلار تا بقاى ميرا و يقودا و اين بيتش بسيار سودمند و به جهت موعظه بغايت دلپسند [ است ] : « « 16 » » بيت نى كيم تقدير بولسه اول بولور تحقيق بيلكاى سين * ابرور جنگ و جدل رنج و رياضت بارچه بيهوده در دار السّلطنهء آگره شاهباز روحش « « 17 » » بلندپرواز گشته ، با طيور قدسىآشيان پرواز « « 18 » » نموده است . و نعش شريفش را به كابل آورده « « 19 » » ، عمارات عالى ساختهاند . و حفّاظ تنزيل ربّانى به تلاوت اجزاء قرآنى « « 20 » » اشتغال نموده ، رفع درجاتش را مسألت مىنمايند « « 21 » » .
--> ( 13 ) . P و اين مطلع از مقالات عاليه اوست ( 14 ) . P بستم . . . رستم ( 15 ) . P دلپذير و عجايب ( 16 ) . K , B " است " ندارند ، براساس P افزوده شد . ( 17 ) . P روح پرفتوحش ( 18 ) . K طيران ( 19 ) . P آوردهاند + و . ( 20 ) . P تلاوت قرآن ( 21 ) . K مىنمايد